قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2550
تاريخ الفي ( فارسى )
و جهت خلايق به دلايل و حجج اثبات مىنمايد . بعد از مرتبهء حجّت مرتبهء دو مصّه است كه علم را از جهت حجّت به طريق مكيدن اخذ مىكند . بعد از مرتبهء دو مصّه مرتبهء داعى اكبر است كه كار او رفع درجات مؤمنين است . مرتبهء پنجم داعى مأذون است كه از طالبان حقّ عهود و مواثيق گرفته ايشان را به داعى اكبر مىرساند . مرتبهء ششم مكلب است و آن كسى است كه مردم را به دعوت خود ترغيب و تحريض مىكند ، امّا مأذون به دعوت كردن نيست . او به منزلهء سگ شكارى است كه شكار را نگاه مىدارد ، امّا تصرّف در آن نمىكند تا صاحب شكار برسد . مرتبهء هفتم مرتبهء مؤمنى است كه به دعوت داعى اكبر بعد از عهود و مواثيق به ذمّه درآيد « 1 » . همچنين مراتب دعوت ايشان نيز بر هفت مرتبه است : اوّل مرتبهء رزق . و آن عبارت است از تفرّس حال مدعوّ كه آيا قابل دعوت است يا نى . لهذا در ميانهء اكابر آن طايفه مشهور است كه لا تلقوا البذر فى الأرض السنحه ، يعنى : تخم در زمين شوره ميندازيد . و مراد ايشان از آن كلام آن است كه كسى كه قابل دعوت نيست او را دعوت مكنيد و اسرار مذهب خود به او مگوييد . و نيز از ايشان منقول است كه لا تكلّموا فى بيت فيه سراج ؛ يعنى : سخن مگوييد در خانهاى كه در وى چراغ باشد . و غرض از ايشان از اين رمزى است به آنكه در جايى كه عالمى و دانايى باشد حرف مذهب خود ظاهر مسازيد . لهذا اوّل وصاياى اكابر آن طايفه نسبت به رعاياى خود آن است كه علم حجاب حقّ است و هركه به خواندن علم مشغول گشت هرآينه از دريافت حقّ ، سبحانه و تعالى ، كه مطلب اقصى است دور مىماند . و همانا كه عوام ايشان از اين كلام كه لا تكلّموا فى بيت فيه سراج ، اين معنى را فهميدند كه چراغ را بايد كشت و به افعالى كه خواهند به آن مشغول بايد شد . بعد از رزق ، مرتبهء تأنيس است . و آن عبارت است از استمالت دادن هر يكى را از آن جماعت كه ايشان را دعوت مىنمايند به آن چيزى كه آن شخص بالطّبع به آن مايل باشد . مثلا اگر كسى ميل به صلاح و زهد داشته باشد اين شيوه را در نظر او تحسين نمايند و ضدّ او را تقبيح كنند . همچنين به هر شخص كه بالطّبع ميل ارتكاب معاصى و ترك اوامر شرعيّه داشته
--> - هم در ادبيات اسماعيلى و هم در ادبيات غير اسماعيلى ، لقب « حجّت اعظم » دارد ؛ - روضة التّسليم ، ص 174 ؛ مواقف ايجى ، ص 352 ( به نقل از فرقهء اسماعيليه ، ص 88 ) . ( 1 ) . مراتب هفتگانهء سير اسماعيليان در فرقهء اسماعيليه ، ( ص سى ) گفتار مترجم بدينصورت آمده است : مستجيب ، مأذون ، داعى ، حجّت ، امام ، اساس ، ناطق . و توضيح مترجم فاضل آن آقاى فريدون بدرهاى دالّ بر اين است كه هر شاخهاى از اسماعيليه ، اصطلاح خاصى در باب تسميهء اين مراتب دارد ؛ - پانوشت ص سى . و نيز ؛ - ديوان ناصر خسرو ، مقدّمه به قلم مرحوم سيد حسن تقىزاده ، ص مح .